آغاز سفر● خوب دیگه روز سفر است. همهی کارهایمان را انجام دادهایم -حداقل خودمان اینطور فکر میکنیم- و منتظر رسیدن موعد مقرر هستیم که به فرودگاه برویم. پروازمان امشب ساعت هفت است و ساعت هشت صبح فردا به وقت محلی به پاریس میرسیم. به وقت مونترال، ساعت یک نصف شب خواهد بود. یعنی دقیقاً شش ساعت را از دست میدهیم، که البته موقع برگشتن دوباره حساب و کتاب خواهند کرد و پساش خواهند داد. اگر این سوال برایتان پیش آمده که چه کسی این حساب و کتاب را انجام خواهد داد، به قضیهی فضول و جهنم و هیزم و موردِ تَر بودن قضیه رجوع کنید. هنوز سفر را شروع نکرده، موارد جدید و غیرمترقبه از دیروز شروع به ظهور کردهاند. یکی از همکارها دیروز هشدار میداد که کارتهای اعتباری در اروپا یک مورد امنیتی اضافه دارند که در امریکای شمالی روی کارتها اعمال نمیشود. با بانک که تماس گرفتم معلوم شد که درست است و اروپاییها میتوانند شمارهی رمزی برای کارت اعتباریشان تعیین کنند که هنگام استفاده از کارت وجودش ضروری است. آقا/موسیو/مستر ای که این توضیحات را میداد اضافه کرد که ما هنوز این چنین امکانی را در امریکای شمالی نداریم. ایشون توصیه میکرد که هرجا میخواهیم از کارتهایمان استفاده کنیم بهتر است قبلاش در مورد نحوهی استفادهشان سوال کنیم. در مورد کارت اعتباری که تحقیق میکردم، مورد دیگری یکی از کارمندهای بانک تذکر داد. گویا کارتهای بانک اروپا رمزهای فقط چهار رقمی دارند. این در حالی است که در امریکای شمالی شمارهها میتوانند بسیار بیشتر از چهار رقم باشند. برای حل کردن این مشکل هم مجبور شدیم به بانک مراجعه کنیم و شمارههای رمزمان را چهار رقمی کنیم. یک مورد دیگر هم که دوباره به کارهای بانکی مربوط میشد این بود که باید به بانک و موسسهی کارت اعتباری خبر میدادیم که چنین سفری در پیش داریم. ظاهراً برنامههای اتوماتیکی که دارند اگر خرجهای غیرمعمولی روی حسابها مشاهده کند، ممکن است حساب را مسدود کند. معمولاً در این موارد سعی میکنند با ما تماس بگیرند و پرسوجو میکنند که آیا خودمان هستیم که چنین خرجهایی را در ناکجاآباد انجام میدهیم یا نه. ولی وقتی خبر داشته باشند که در حال سفر هستیم چنین موردی پیش نخواهد آمد. راستی، فربد یکبار به من تذکر داد که قلتحای عملیای ظیادی در نوشطححایام وجود دارد. لتفن اگر چیذی به نزرظون میرصه، بح روی مبارک نیارید و اصلن خودطون رو ناراهط نکنید. حمینح کح حصط. اسلاهاش حم نمیکنم، اثلاً نمک نوشتححای آدم حمین قلطحای عمللاییاش حسط. ظاهراً اینبار شوراش کردم. |
Post a Comment
<< Home