کام‌بابا
Tuesday, June 06, 2006
 
ٌTimes Square || Nikon D70s | 1/50 sec | f3.5 | ISO-200 | 18 mm - Handheld
نیویورک ٤   ●
دنباله‌ی سفر نیویورک ...
سهیلا شب دوباره با فامیل‌های نیویورکی‌اش قرار داشت. من هم دوباره توی خیابان‌ها راه افتادم و به دیدن محله‌هایی رفتم که ندیده بودم. یک موزه‌ی هوایی جالب پیدا کردم و نشانه‌گذاری کردم برای روز بعد. یک ناو هواپیمابر قدیمی، که در جنگ جهانی شرکت داشته اصلِ موزه است و می‌توان داخل‌اش را چرخید و فضولی کرد. روی بانداش هم مدل‌های مختلف هواپیما و هلیکوپتر را برای تماشا گذاشته‌اند.
 Location: USA/New York/Times Square
Times Square در شب. متاسفانه نتیجه‌‌ی عکس‌‌های این سفر آن‌‌چنان درخشان نیست. ظاهراً دهاتی‌‌بازی جلوی باز شدن چشم و دقت در عکاسی را گرفته بوده. اصل قضیه بسیار جالب‌‌تر از چیزی است که در عکس‌‌ها دیده می‌‌شود.
از زورِ بی‌کاری تمام خیابان‌های سمتِ غرب Times Square را متر کردم و از محله‌های نسبتاً ترسناک‌تری گذشتم. خیابان‌های خیلی خلوت با آدم‌های اجق‌وجق که آخر وقت روز یکشنبه کاری جز زل زدن به عابرها نداشتند منظره‌ی متفاوتی از نیویورک بود. آخرش به ساختمان Empire State رفتم و پُرس‌وجو کردم که صبح فردا چه ساعتی باز می‌کنند. می‌خواستیم اول وقت (مثلاً) آن‌جا باشیم. معلوم شد ساعت نُه صبح باز می‌کنند و با توجه به این‌که موزه‌ی هوایی ساعت ده باز می‌شد، برنامه‌‌مان برای روز بعد خوب جور شد. بالاخره حدود ساعت نه، نه‌ونیم از رو رفتم و به هُتل برگشتم و بِچُرتیدم (به‌به عَجب زبان فارسی‌ای پاس می‌دارم مَن!). سهیلا و لیندا بعداز شام به هتل آمدند و دوباره تا Times Square رفتیم. حالا که این‌ها را می‌نویسم، متوجه شدم که ظاهراً ما هم از نیویورک فقط Times Squareاش را یاد گرفته بودیم. مثل بعضی‌ها که وقتی به تهران می‌آمدند مسیرها را فقط از میدان آزادی بلد بودند. تا جایی که نیرو داشتیم باز هم در شهر چرخیدیم و وقتی عقربه‌ی باتری‌مان به ناحیه‌ی قرمز رسید رضایت دادیم به هُتل برگردیم.
صبح روز آخر بدو خودمان را به صبحانه رساندیم. سهیلا بدو خودش را به رستوران پایین هتل رساند و من بدو به Burger King بغل هتل رفتم. آدم صبحانه‌ی Burger King را ول می‌کند و دنبال صبحانه‌ی هتل که با اتاق می‌آید می‌رود؟ بعداز صبحانه سلانه‌سلانه (راستی، تا به‌حال یادم نمی‌یاد "سلانه" را نوشته باشم و مطمئن نیستم درست نوشته باشم. ممکن است "سلانح" یا "سلان‌اِه" یا "سلان‌اح" درست باشد؟؟) به سمت Empire State حرکت کردیم. خوشبختانه اصلاً شلوغ نبود و بدون صف بلیط تهیه کردیم و به بالای ساختمان رفتیم. دیدن نیویورک از بالای Empire State باید حتماً جزو کارهایی باشد که هرکس به نیویورک می‌رود باید انجام دهد. نرفتن بالای Empire State مثل این است که کسی به پاریس برود و بالای برج ایفل نرود (آق فربد مخلصیم).
ٌDowntown New York || Nikon D70s | 1/2000 sec | f3.5 | ISO-200 | 18 mm - Handheld
 Location: USA/New York/Downtown
منظره‌‌ی Downtown نیویورک از بالای Empire State Building. جالب است، نیویورک به‌‌قدری بزرگ است که جایی که در شهرهای دیگر Downtown نامیده می‌‌شود و مرکز شهر را از نقاط دیگر جدا می‌‌کند در نیویورک سه قسمت است: Downtown، Mid-Town و Up-Town.
تازه از آن بالا که شهر را ببینید بزرگی و عجیبی شهر به چشم می‌آید. خیابان‌های تو در تو، ساختمان‌های بلند در هر چهار جهت تا جایی که چشم کار می‌کند، و شدت ساخت‌وسازی که هم‌چنان ادامه دارد از آن بالا بسیار دیدنی است. دوباره مشابه توری که در جزیره‌ی آزادی گرفته بودیم را در Empire State هم داشتیم که بسیار مفید بود. بدون تور، فقط دیدن ساختمان از آن بالا لطف‌اش خیلی کم‌تر است.

یک طبقه‌ی اضافه، طبقه‌‌ی صدودوم هم دارد که انتخابی می‌توان بلیط‌اش را تهیه کرد، و ما این کار را کرده بودیم. خیلی تفاوتی با طبقه‌ی پایین‌ترش نمی‌کرد. حتی می‌توانم بگویم طبقه‌ی پایین بهتر بود چون می‌شد بیرون رفت، در طبقه‌ی صدودوم فقط از پشت شیشه می‌توان بیرون را تماشا کرد. تنها خوبی‌اش این بود که تمام تور را یکبار دیگر آن بالا دوره کردیم و چون خلوت‌تر بود، با دقت بیش‌تری می‌شد این کار را کرد. کلاً تجربه‌ی بسیار جالبی بود و به سختی می‌توان باور کرد که بیش‌از صد سال پیش چنین ساختمانِ عضیمی را در مدت یک‌ سال‌ونیم ساخته‌اند. باز هم نکات بسیار جالبی از تور یاد گرفتیم، مثلاً این‌که آن سال‌ها در ساختن ساختمان‌های بلندی چون Empire State استادندارد این بوده که بطور متوسط برای هر طبقه یک کشته در نظر می‌گرفته‌اند.
ٌTimes Square || Nikon D70s | 1/80 sec | f3.5 | ISO-200 | 18 mm - Handheld
یکی از افتخارات سازندگان Empire State این بودن که در طول ساختن ساختمان پنجاه نفر کشته شده‌اند که نصف تعداد نرمال آن زمان بوده. نکته‌ی جالب دیگر این بود که طراحی ساختمان جوری بوده که آن بالا بتوانند با Zeppelin مسافر پیاده کنند، چیزی که هیچ‌وقت به حقیقت نپیوسته است. به‌خاطر باد خیلی شدیدی که همیشه آن بالا می‌وزد وصل کردن یک Zeppelin به ساختمان نشدنی بوده. روزی که ما آن بالا بودیم هم بادِ مردافکنی آن بالا می‌وزید و حسابی سرد بود. یکی دیگر از قصه‌های جالب ساختمان این است که سال 1942 یک هواپیما با Empire State برخورد می‌کند. هواپیما یک بمب‌افکن ب-52 بوده که به طبقه‌ی هفتادوپنج‌ام می‌خورد. به خاطر مه شدید خلبان هواپیما مسیر را کاملاً اشتباه می‌رود و به تصور این که در New Jersy در حال فرود است به ساختمان Empire State می‌خورد. در مجموع یازده نفر داخل ساختمان و به سه نفر سرنشینان هواپیما کشته می‌شوند.
 Location: USA/New York/Empire State Building
Empire State Building بیش از چهل سال بلندترین ساختمان نیویورک بوده، تا این‌که در دهه‌ی هفتاد برج‌های دوقلوی تجارت جهانی این مقام را کسب می‌کنند. حالا، این ساختمان دوباره بلندترین ساختمان در نیویورک است و از بسیاری نقاط شهر دیده می‌شود.
بعداز ساختمان Empire State به دیدن موزه‌ی هوایی رفتیم. خیلی موزه‌ی دیدنی‌ای نبود. ظاهرِ گول‌زنک‌اش با ناو هواپیمابر غول‌پیکرای که مرکز اصلی موزه‌ است بسیار چشم‌گیرتر از محتوای خود موزه بود. یکی از معدود موارد جالب برای من یک فروند Concorde بود که جزو هواپیماهای موزه در معرض نمایش بود. می‌شد داخل‌اش را هم نگاهی انداخت، که خیلی دیدنی نبود، مثلِ هر هواپیمای معمولی دیگری بود.
بعداز موزه‌ی هوایی خاتمه‌ی سفر به نیویورک را رسماً اعلام کردیم و وارد ترافیک نیویورک شدیم تا حدود یک ساعت و نیم بعد که بالاخره موفق به خروج از شهر شدیم. هنگام ورود به کانادا دوباره باید به گمرک اِمریکا می‌رفتیم و خروج‌مان را اعلام می‌کردیم. این‌بار به سرعت یک مهر داخل گذرنامه‌مان خورد و بعداز مدت طولانی‌ای که در شلوغی گمرک سپری کردیم اِمریکا را ترک کردیم و وارد کانادا شدیم.
ٌInterpid Aircraft carrier || Nikon D70s | 1/2000 sec | f3.5 | ISO-200 | 18 mm - Handheld
 Location: USA/New York/Intrepid
ظاهر گول‌زنک موزه‌ی هوایی Intrepid. شما بودید گول نمی‌خوردید؟
در مجموع، سفرمان به نیویورک بسیار متفاوت با سفر قبلی به امریک و به لاس‌وگاس و لوس‌آنجلس بود. با نیویورک احساس نزدیکی بسیار بیش‌تری کردیم. نیویورک ترکیبی از تهران و مونترال را به یادمان آورد. البته، در خاص بودن و تک بودن شهر هیچ شکی نیست. فکر نمی‌کنم هیچ شهری در دنیا مثل نیویورک باشد. همانطور که هیچ شهری در دنیا نمی‌تواند کاملاً شبیه تهران باشد. تنوع مهاجرهایی که در نیویورک دیدیم بسیار بیش‌تر از شهرهای دیگری بود که دیده‌ایم. از این نظر به نظرمان شبیه مونترال آمد. به نظر می‌آمد مهاجرها آزادتر هستند کم‌تر مجبور هستند که زورکی امریکایی شوند. دو روز برای نیویورک هیچ است. فکر نمی‌کنم حتی به شکل توریستی هم بتوان شهر را در کم‌تر از یک هفته یا ده روز دید. حتماً باید با نقشه‌ی مشخص و هدف‌مند به نیویورک رفت و از قبل باید مطلع بود که کجا و به دیدن چه چیزی باید رفت. ماشین در نیویورک به درد نمی‌خورد. حتماً باید پیاده در شهر چرخید به اصلِ شهر را دید.
 

سلام،
با اين که اعلام کردی سفرت تمام شده است، ولی به گذاشتن عکس ادامه بده.


نوشته شده توسط Blogger 
Farzin در تاریخ June 07, 2006 10:16 PM

خبری از عکسهای تازه نیست!؟


نوشته شده توسط Blogger 
behin در تاریخ July 12, 2006 2:39 AM

Post a Comment

<< Home



Powered by Blogger
Number of Visitors: