کام‌بابا
Sunday, May 28, 2006
 
Times Square || Nikon D70s | 1/200 sec | f5.6 | ISO-200 | 24 mm - Handheld
نیویورک   ●
دنباله‌ی سفر نیویورک ...
بعداز رسیدن به هتل، کمی تا مقداری غَش کردیم و چند ساعتی را به شارژ کردن باتری‌ها گذراندیم. راستی، در مورد این هتل ننوشتم. نام هتل Portland Square بود. حاصلِ ترکیب دو ساختمان قدیمی با راهروهایی تنگ و تاریک و اتاقی بسیار کوچک و نه‌چندان تمیز. برای ما که بدون رزرو هتل به نیویورک رفته بودیم (به گفته‌ی خیلی‌ها دیوانگی محض) همین که برای شب اول هُتل داشته باشیم کافی بود و جایی برای اعتراض وجود نداشت. از آن‌جایی که اولین تحربه‌ی هتل رفتن‌مان در نیویورک بود، فکر کردیم هتل‌های‌شان این مدلی است. البته این را هم بگویم که مکان هُتل استثنایی بود. تا ته خیابانِ هتل که می‌رفتی منظره‌ای مشابه عکس مقابل را می‌دیدی.

شب، لیندا -از فَک‌وفامیل‌های سهیلا این‌ها- به دیدن‌مان آمد و با او دوباره به بندر رفتیم. آن‌جا سوار قایق‌ای شدیم که هر نیم‌ساعت بین نیویورک و جزیره‌ای در جنوب نیویورک، به اسم Staten Islande رفت‌وآمد می‌کند. مثلاً می‌خواستیم منظره‌ی شبِ نیویورک را ببینیم. ولی، آن‌چنان منظره‌ی چشم‌گیری نبود. بیش‌تر، از خودِ قایق سواری‌اش لذت بردیم تا دیدن شهر در شب. از آن‌جا با ماشین راه افتادیم داخل شهر و لیندا محله‌هایی از شهر را نشان‌مان داد. در همین شب از محله‌های معروفی مثل Bronx و Manhattan گذشتیم.
 Location: USA/New York/Times Square
چرا به این مثلاً میدان (که هیچ‌جای‌اش به میدان نمی‌ماند) می‌گویند Times Square نمی‌دانم. ولی، جای دیدنی و جالبی است. به‌خصوص در شب واقعاً منظره‌ی عجیبی دارد. یک‌جورهایی شبیه شبِ لاس‌وگاس است در مقیاس کوچک، ولی با تراکم بسیار بیش‌تر و عظیم‌تر.
البته، عبور از محله‌ها با ماشین مطمئناً ربطی به اصل محله و تجربه‌اش از نزدیک ندارد، ولی خیابان‌هایی که ما دیدیم به نظر معمولی می‌آمدند و نه چندان ناامن. تعداد سیاه‌پوست‌هایی که در خیابان رفت‌و‌آمد می‌کردند به‌طور محسوسی زیادتر بود، ولی حداقل ظاهرشان معمولی‌تر از چیزی که توقع داشتیم می‌آمد.

Central Park را هم همین شب و دوباره از داخل ماشین دیدیم، دیدن این پارک هم از یکی دیگر کارهایی است که موکول شد به آینده. آخر شب بالاخره رضایت دادیم که اعتراف کنیم اوضاع باتری‌ها خراب است و باید موتور را خاموش کنیم. به نظرم قبل از این‌که سرم را روی بالش بگذارم، روی هوا خوابم برد، چیز زیاد دیگه‌ای یادم نیست.
 


Powered by Blogger
Number of Visitors: